پيام
+
[وبلاگ]
بياد پير غلام اباعبدالله الحسين////پدر عزيزم و مداح اهل البيت داداش خوبم//دعا كنيد محشور بشم باهاتون هرچه زودترقسمتي از مشاهده محشر/بياد پير غلام ابا عبداله الحسين /پدر عزيزم و مداح مخلص اهل البيت داداش خوبم/////////
همه شدن طعمه آتيش اونجا /به جز يه عده اهل دين و تقوا
اوناکه بودن همه نور عيني /سينه زنا و مردم حسيني
نه سينه زنهائيکه مفلس بودن /فقط اونا که خيلي مخلص بودن

ذره بين زنده
91/2/30
همسايه خورشيد
خدا از زبونت بشنوه
سفير نور
آخه چرا؟
رميصا
لينک باز نميشه
همسايه خورشيد
خلاصه نوبت به ماها که رسيد /يه خورده ام دلم تو سينه لرزيد
يه وقت ديدم که با يه تخت روون /فرشته ها دارن ميان پيشمون
عقده هنوز نشسته تو گلومه /گفتم که کار ما ديگه تمومه
رو گونه اشکمون ميريزه نم نم / شايد که مارو ببرن جهنم
تخت و آوردن پيشمون گذاشتند /فرشته ها پرده رو بر ميداشتند /
همه بفکر اينکه مشروط شديم /پرده رو برداشتن و مبهوت شديم /
يکي از اون فرشته هاي امداد /پشت سرهم صلوات فرستاد
دست رو
همسايه خورشيد
دست روي سينه احترام ميکرديم /با صلوات همه سلام ميکرديم
هرکه تونست بگه رو اون تخت کي بود / خودم ميگم فاطمه (س) و علي (ع) بود
پيچيد صداي همه با زمزمه /که اومده مادرمون فاطمه (س)
همه رها ز غصه و غم شدند /مامورا تا کمر همه خم شدن
حضرت زهراء(س) که فداش بشم من /الهي خاک زير پاش بشم من
رو کرد به مامورا که هرچي هستند /اينا همه بچه هاي من هستند
چيکار داريد حساب کتاب ميکنيد /هي ازشون سوال جواب ميکنيد
همسايه خورشيد
اگر چه روسياهن اينها همه /حساب کتابشون همه با منه
اينا همه بوي گل ياس ميدن / سينه زن حضرت عباس بودن
بيا تو حال و روزشون را ببين /سينه هاي کبودشون را ببين
اينا همه عاشق نور عينن /سينه زن فرزند من حسينن (ع)
تو بچگي وقتي زمين ميخوردند /نام علي (ع) از ته دل ميبردند
هياتي ان سينه هاشون زينبي است / تمام قلب و روحشون فاطميست
کي گفته که بايد برن جهنم /اينا بهشتين تو هر دو عالم
همسايه خورشيد
غم از دل همه ما زدودن /در بهشت به روي ما گشودن
همسايه خورشيد
..........